سبحان بلا می شود
سلام به نازگل ترین پسر دنیا که مامانیش عاشقانه دیوووونشه ![]()
از شیطنتهات که من پای کنجکاوی میذارمشون هرچی بگم کم گفتمدیگه از تو خونه هم فراتر رفتی و هر وقت میخوایم بریم بیرون توی ماشین میری بغل بابایی و به حساب پشت رل می شینی و فرمون رو محکم می چسبی و اجازه نمیدی بابا رانندگی کنه هر وقت هم که بابایی به زور تو رو میده بغل من کلی جیغ و داد راه میندازی . خلاصه ما رو به کاری که می خوای اجبار میکنی .
درست روز دوم اردیبهشت امسال بود که شما برای اولین بار ریواس خوردی و چون برات یکم عجیب بود که این چه جور میوه ایست یکم گاز میزدی و یکم بهش نگاه میکردی .
امروز برای اولین بار بعد از اینکه کلی تو سینه خیز کردن مهارت یافتی تونستی در حدود دو قدم چهار دست و پا کنی و جلو بری و من چقدر ذوق کردم .
تازگیا وقتی بیدار میشی خیلی سریع پا میشی می شینی و اگه تو تختت باشی کناره تخت رو میگیری و بلند میشی و من از ترس اینکه بیفتی کلی دور و بر تختپتو پهن کردم .

عزیز دلم میخوام بدونی فقط به خاطر تویه که نفس میکشم و قلبم توی سینه می تپه
بی نهایت دوستت دارم 
یه دنیا بوووووووووووووووس نثار روی ماهت 


سبحان بلا می شود
